مهدى عبد اللهى / سيد محمد مرتضوى

38

دريا در قرآن ، حديث و فقه اسلامى (فارسى)

كنم . قوم فرعون ، اين منظرهء عجيب را به حساب اعجاز فرعون گذاشتند و مانند سيل ، سر به دريا نهادند ؛ و چون آخرين نفر از سپاهيانش وارد دريا شد ، به آبهاى دريا فرمان داده شد به جاى نخستين خود بازگردند . آبهاى موّاج ، همانند ساختمان فرسوده‌اى يكباره فرو ريختند و دريا ، فرعونيان ستمگر را در ميان امواج خروشان خود فرو برد فرو بردنى كامل « . . . فَغَشِيَهُم مِنَ الْيَمِّ مَا غَشِيَهُمْ » . ( طه : 78 ) فرعون ، كه خود را گرفتار ديده و عذاب خدا را مشاهده كرد ، گفت : ايمان آوردم كه خدايى نيست جز خدايى كه بنىاسرائيل به او گرويده‌اند و من از مسلمينم . ولى افسوس كه وقت گذشته بود و ديگر ، ايمان آوردن او سودى نداشت ، زيرا پس از رسيدن عذاب خدا ، اظهار ايمان ، نتيجه‌اى ندارد . بدين ترتيب ، طومار زندگى فرعونيان در هم پيچيده شد ؛ آنگاه خداوند ، جسد بىجان فرعون طغيانگر را به وسيلهء امواج آب به كنار دريا انداخت ، تا بنىاسرائيل آن را ببينند و از آن عبرت بگيرند . « 1 » درس مهمى كه از اين داستان گرفته مىشود اين است كه خدا بندگان شايسته‌اش را يارى خواهد كرد و آنان را در برابر حوادث و بلاها ، تنها نخواهد گذارد و وعده‌هاى خدا حق است و دير يا زود تحقق خواهد يافت . 4 . حضرت موسى و خضر عليهما السلام ، دو مسافر دريا حضرت موسى ( ع ) ، چون با بندهء صالح خداوند « حضرت خضر » ( ع ) همسفر شد تا از علم و دانش او بهره گيرد ؛ حضرت خضر ( ع ) با او شرط كرد ، كه در برابر حوادثى كه پيش مىآيد ، از او سؤال نكند و لب به اعتراض نگشايد تا اينكه خود ، در پايان سفر ، اسرار كار و حقايق امور را روشن كند . با پذيرش اين شرط از طرف حضرت موسى ( ع ) هر دو به راه افتادند ، تا به يك كشتى رسيدند ، آنگاه از اهل كشتى درخواست كردند كه هر دو به راه افتادند ، تا به يك كشتى رسيدند ، آنگاه از اهل

--> ( 1 ) . شعرا ، آيه 63 - 67 ؛ دخان ، آيه 23 - 33 ؛ قصص ، آيه 40 ؛ يونس ، آيه 90 - 92 .